71

خرید بک لینک
تمام صفحاتِ مجازی شد نه به اسید پاشی، یکی می گفت خصومتِ شخصی و یکی دیگه می گفت معلوم نیست دختره چه کاره بوده، ولی یکی یکی رو شد و راست یا دروغ ربطش دادن به بی حجابی، سه سال و اندی پیش، زنگ زدم مامان، وضعیتِ شهر و حتی شهرهای اطراف خیلی بد بود، همه با عینکِ آفتابی و ترسون و لرزون بیرون می رفتن! وضعیت وقتی بدتر شد که عده ای قضیه رو شوخی گرفتن و به جای اسید با آب به زن ها حمله می کردن! برای خنده، همون سه سال و اندی پیش به مامان التماس می کردم بیرون نرید! یک ماه بعدش، تب قضیه خوابید، دیگه هیچ کس یادش نبود، خواننده ای که یکی از پست های اخیرش اعتراض به همون اسید پاشی بود، از سرطان مرد و همه چیز فراموش شد! امروز تولد مرضیه ابراهیمی هست، زنی که تو بیست و چهار سالگی وقتی تو ماشینِ شخصیش نشسته بود، اواخر مهر، یهو سوخت! داد زد سوختم سوختم سوختم و ...مرضیه الان میگه دوباره به دنیا اومدم، میگه وقتی دنیا اومدم که با صورتِ جدیدم کنار اومدم و خودم رو باور کردم، ولی تهِ تموم حرفاش حتی اگه نگه، یه چرا؟ یه به چه گناهی؟ موج می زنه!امیدوارانه مثل خودش، با خوبی و عشق دلم می خواد شر تموم خشونت ها، بدی ها رو از سرِ زمینم کم کنم! تولدت مبارک مرضیه ی زیبا! 71...

ما را در سایت 71 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 183 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 6:16

اشتباهاتم را عاشقم و معذرت خواهی فقط ظاهر مودبانه ی ما جرای من است، کسی را مجاب نکردم، و این اصل برای همه چیز در زندگی من هست برای همه چیز:) فقط موضعم را مشخص کردم بدون رنگ و هیچ داغ و تبِ شورِ بی شعوری، از ترس بود، ترس از دست دادن! بابا یک ماهی هست که انسولین می زنه، مامان یک ماهی هست، که تنها فعالیت رومزه اش نشستن رو صندلی و بافتنه، ترس داشتم وگرنه ما رو چه به رنگ بازی و رنگ کردنِ آدمها؟! همون قبل ترها هم نبودم،همون قبل ترها سیزده چهارده سالگی فهمیدم سرو ته اش یه کرباسه و از هر طرف که نگاه کنی جز لجن و کثافت هیچ چی نیست.پ.ن: هنوز هم می ترسم 71...

ما را در سایت 71 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 6:16

مزخرف واژه ی کمی برای توصیف فیلم "خانه ی دختر" است. دیالوگ های دم دستی و فلش بک های نامرتب و به وضوح قیچی شده ی فیلم برای مخاطب جز یک فیلمِ بدونِ داستان، گنگ و بی سر و ته چیزی به جا نگذاشته است.زن های فیلم چه از نوع معتقد یا قدیمی ترشان، و چه ازنوعِ نسل جدید شان، زن هایی بی مایه و ناچیز نشان داده می شوند. زن هایی که "سکوت" را به جای" شکوه"* جایگزین کرده اند. مردهای فیلم، چه نسل قدیم و چه نسل جدیدشان، خطِ فکری یکسانی دارند با روش هایی متفاوت. به نظر می رسد فیلم می خواهد این طرز فکر یا فرهنگ را نقد کند، اما نه تنها نقد نمی کند، بلکه تشویق می کند و از خطِ اولیه ی خود خارج می شود! در طول فیلم تک تکِ شخصیت ها سعی در حل معمایی دارند، اما نه تنها هیچ کس به جواب نمی رسد بلکه مخاطب عادی هم قطعا بعد از اتمام فیلم جعبه ی پاپ کرن را به سمت صفحه ی نمایشگر پرت می کند. حتی اگر این فیلم را یک فیلم با پایان باز هم به حساب بیاوریم باز هم ضعف فراوانی دارد. شنیده ها و حواشی فیلم، صحنه های نصف نیمه و دیالوگ های پرت و معما گونه نه تنها خطی برای حل معما به مخاطب عام نمی دهد بلکه بیشتر ذهن مخاطب را به سمتِ مقصر شناختن شخصیتِ اصلی فیلم، چیزی که فیلم سعی داشت خلافش را ثابت کند، سوق می دهد. از پیگیری حواشی و مصاحبه های بازیگران اصلی و شاید بی پروا تر از دیگران، و فقط طرح یک سوال که چرا قبل از جواب پزشکی قان 71...

ما را در سایت 71 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 176 تاريخ: چهارشنبه 29 آذر 1396 ساعت: 6:16

کوه ریزش کرده بود، رویِ ریل قطار!

درد ریزش کرده بود، روی مردی که واقعی بود نه افسانه های خودساخته ی کره ی جنوبی و رفت.

راستی مردِ تمام،دهقان فداکار،ریزعلی خواجوی که لابه لای کتاب فارسی شناختمت،روحت آزاده باد، با آرامش بخواب، شاید آخرین مرد.

پ.ن: کودکی ها،کودکی ها کودکی ها آرام بخواب

71...

ما را در سایت 71 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 156 تاريخ: يکشنبه 19 آذر 1396 ساعت: 5:03

اول هفته ی خوبی بود. شنبه عالی بود. هنوز از موفقیت و تشویقی سرکار خوشحال بودم و همون طور با مانتو و مقنعه پای مبل نشسته بودم کنار پاتوق مامان که هر روز همون جا می بافه و می بافه یا قصه ی زندگی رو یا شالی،کلاهی،کیفی.... منم می بافتم و می بافتم و از خبر دو روز قبل که مسابقه رو برنده شدم تا خبرهای امروز و جشن فسقلی هام و تشویق هایی که شدم و... بابا هم از بیرون رسید و اضافه شد که اس ام اس دریافت جایزه ی نقدی مسابقه اومد و به بابا نشونش دادم و خوشی و از حق نگذریم حسِ دیدی من پیروز شدم پر شده بودم. رفتم لباس ها رو عوض کردم و وسایلم رو تو اتاق جا دادم که صداش مثل شلاق افتاد وسطِ اتاقم. من ازش می ترسم از همون پارسال که خانومش خونه نبود و دیدمش که...! از دعوای خانوادگی به این شدت بدتر! رفتم نشستم رو 71...

ما را در سایت 71 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 201 تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1396 ساعت: 7:57

یک وقت هایی توی زندگی، آدم به بن بست می رسه،دو دو تا چهارتاش، پنج شش تا می شه و نتیجه کله پاشدنه! همون یه وقت ها لازمه پاشی از جا، ولی واقعا این پا شدنه سخت ترین قسمتِ ماجراست. سالها شاید زمان ببره، شاید سالها زمان بزاری برای پا شدن، دوباره شدن، دوباره ساختن ،بودن، زندگی کردن و ادامه دادن، اما نشه. و وقتی نمیشه، همه چی سخت تر میشه. میبینی که آدم های اطرافت یکی یکی تو رو جا می زارن و راه خودشون و میرن. باید هم این باشه، هیچ قطاری به خاطر یه مسافری که دیر کرده ،تو ایستگاه درجا نمی زنه. ممکنه راهِ درست پا شدن و بلد نباشی، شاید هم راه های مختلفی رو امتحان کرده باشی و نشده باشه، اما حاصل این فرسایش هیچ چیز جز فرو پاشی نیست، نوعی از فروپاشی که حاصل فرسایشِ قفل شدنِ بدن وقتی که مغز دستور به حرکت 71...

ما را در سایت 71 دنبال می‌کنید

برچسب: مجازی,آرزوهایم, نویسنده: بازدید: 180 تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1396 ساعت: 7:57

این روزها که خیلی دوست دارم حرف بزنم، مثل همیشه هیچ حرفی ندارم و بزرگترین مشکل سر صحبت را باز کردن است. راهکاری که برایش یافتم خواندن شعر و کتاب است و فرستادن برای بهشتانه است. چند روز پیش مبهم پستی برای شرکت در چالش گذاشته بود که باید بگم فراموش کردم شرکت کنم، حالا هم از فرصت استفاده می کنم و از این همین ابتدا فسقلیِ مبهم رو با ادب و فرهنگ فارسی آشنا می کنم. متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. 71...

ما را در سایت 71 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 217 تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1396 ساعت: 7:57

صدایِ نخراشیده شده از سکوت های پی در پی و یا به قول بهشتانه بغض چند ماهه ی نشکسته را فرو کردم توی اگر باران ببارد از کتاب از بارانی که دیر بارید، برای کسی که نوشته بود امروز روز جهانیه احمدرضا احمدیهپ.ن: دوستش دارم*_* متاسفانه مرورگر شما، قابیلت پخش فایل های صوتی تصویری را در قالب HTML5 دارا نمی باشد. توصیه ما به شما استفاده از مروگرهای رایج و بروزرسانی آن به آخرین نسخه می باشد با این حال ممکن است مرورگرتان توسط پلاگین خود قابلیت پخش این فایل را برای تان فراهم آورد. param name="AutoStart" value="False"> 71...

ما را در سایت 71 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 170 تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1396 ساعت: 7:57

انتخاب های اشتباه رو دوباره انتخاب کردن.

71...

ما را در سایت 71 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 198 تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1396 ساعت: 7:57

دل که لباس نیست اگر به جایی گیر کرد، نخ کش بشود. وقتی گیر کند، فاتحه اش را بخوان. مثل یک تکه آدامس جویده شده، مثل چسب برگردان های بچه ها، مثل سیریش پشتِ آگهی می چسبد و تمام تلاش برای جدایی اش فقط تکه پاره شدنش را به همراه دارد. دل گیری هایت را باید بچسبانی به پاییز!روزهای تعطیل که توی بیکاری غلت می زنی دلگیری را برداری بزاری زیر بغلت و مشغول شوی. به خوردنِ کاسه ای ماست و بادمجان با نانِ جو. به مرتب کردن خانه، شستن ظرف ها، لا به لای کتاب های کافکا چرت زدن، لابه لای فضای مجازی شعر خواندن و غر زدن به جان پاییزی که نیامده دارد وسط این همه بلاتکلیفی می رود. به آبانی که عزیزانی دارد، هفتم، نهم، بیستم! به دوری نیامده از اشتباه دوباره، به بلاتکلیفی و هر صبح رفرش کردنِ صفحه ی مورد نظر و گوش به زنگِ ت 71...

ما را در سایت 71 دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 156 تاريخ: چهارشنبه 8 آذر 1396 ساعت: 7:57

صفحه بندی